Night 🌃
16 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه 
شب هایی این چنینای، که مرگ را در تمامی سلول های تن خستهات، وجب به وجب لمس میکنی؛ تازه پی میبری که چقدر در این ازدحام آدم ها در پیله ی خود تنهایی...
جالب است. میگویند هستند، نمیدانم شاید من اشتباه می اندیشم ولی گرد و غبارِ معلق در هوا فقط در نور دیده میشود نه در تاریکی.
منظورم را که میفهمید؟ انسانک های گرد و غباری فقط در شادی تو، سری به خانه ات میزنند و در شب هایی که غم، چهارنعل با اسب هایش به سویت میتازاند، آنها فقط در تاریکی ناپدید میشوند و در دور دست لانه میکنند تا ردی از غم ات بر روی شانه هایشان ننشیند.
شبتون بخیر 🌙🤝