یه پسری
5 خرداد · · خواندن 1 دقیقه خوشحال کردن من واقعا خیلی ساده هست .... بیاید ادامه مطلب تا بگم ؛ پسر چشم عسلی رنگی
یکشنبه با دوستم توی مترو بودیم داشتیم برمیگشتیم ، دوستم نشسته بود رو زمین با پسرخالهاش من وایستاده بودم بعد دقیقاً کنار محل اتصال واگن ها بودیم و قطار هم خیلی شلوغ بود . بعد من وایستاده بودم تا چشمم به یه پسر چشم عسلی افتاد . قیافه عادی داشت ولی چشماش زیباترش می کردن خیلی ساده ، بعد دیدم اونم گاهی بهم نگاه می کنه . منم بهش نگاه کردم تا یه لحظه چشمامون همدیگرو دیدن . من لبخند زدم بهش و اون هیچ ریاکشنی نشون نداد اما میدیدم که داره بهم لبخند می زنه .
گاهی بهم نگاه می کردیم ولی من توجه به دوستم جلب کرده بودم اما حواسم به اون بود . تا اینکه دوباره چشممون رو هم قفل شد بعدش منم سرم یه طرف کج کردم و اونم همین کارو کرد ... یعنی مردم آنقدر تو خودم ذوق کردم با اون چشمای قشنگش ( .. +)
دیگه بعدش رسیدیم ایستگاهی که من باید پیاده میشدم . شلوغ بود ولی دوتا دوستم بلند شدن بغلشون کردم خدافظی اینا بعدش وقتی در داشت باز می شد یه فردی بین منو دوستام بود و مانع دید اونا به من میشد ، برای همین منم از موقعیت استفاده کردم دستم آروم توی همون حالتی که پایین بود برای خدافظی براش نحوه دادم و با همون حالت چهره ساده و چشمای خوشگل نگام می کردم .
بعدش داشتم از پله برقی بالا می رفتم وقتی برگشتم اونو نگاه کردم دوباره اونم فهمید دوباره سرش یه طرف کج برام و من وقتی رسیدیم بالا داشتم از ذوق کوشته میشدم 😭✨
آره خلاصه من عاشق ارتباط چشمی هستم ، مخصوصاً تو مترو و این یه پسر با چهره ساده و خوب بود که چشماش زیباترش می کردن و خیلی حس خوبی بهم داد ( .. )