برای پسر چشم قهوهای
22 اردیبهشت · · دلم نمیومد بنویسم اینو اونجا ولی ...
پ.ن : ببخشید امیر که من بزدل و ترسو بودم دلم نمیخواست اون دستای گرمت هیچ وقت ول کنم ... هیچ وقت ؛ امیدوارم یه روز این تو اینترنت ببینی و بفهمی من با حس کردن اون دستها انگار یه دنیای دیگه بهم داده شد ...